رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

تفریحات بیرون شهر و خانه شادی بازی

 این روزها اینقدر هوا خوبه  که من تو خونه موندن رو حراااااااااااااااااااام  اعلام کردم    واقعا طبیعت لذت  بخشه  بوی گل و ویزززززززززز ویزززز کردن زنبورها   لذت بخشه   جمعه هفته گذشته راهی   جاده زرشک شدیم  و رفتیم رفتیم  تا جای  مورد نظر مون رو پیدا کردیم که از جاده کمی فاصله داشت  نه زباله ایی نه صدایی نه بوقی نه ماشینی   . خودمون و طبیعت بودیم   انتن هم نداشتیم  همین به دنیا می ارزید   فهیمه و اقا شهریار همسفر ما بودن  .  تو خونه خمیر نون درست کردیم و بردیم طبیعت  تنور درست کردیم  و بوی نون تنوری  ...
24 ارديبهشت 1394

پایان دادن به پروژه سنگین مو کوتاه کردن ونمایشگاه کتاب

 بالخره بعد از  تلاشهای زیاد موفق شدیم موهای رادوین رو کوتاه کنیم   14 اردیبهشت  فاطی  (مادرشوهری) رادوین رو برد بیرون تا باهم خرید کنن     از خونه کلی باهاش صحبت کرد که رادوین موهات باید کوتاه بشه  برات جایزه میخریم    کلی حرف حرف حرف  ولی رادوین راضی به این کار نمیشد  تا اینکه بلخره رضایت داد . و مادرشوهری  بردش ارایشگاه تو بغل خودش نگه داشته بود کمی غر غر کرده بوده  ولی  دیگه  صداش درنیومده بود     وقتی اومد خونه  با خوشحالی اومد بالا  ذوق میکرد میگفت نومینا  ببین موهام کوتاه شده   موهای پشت سرم دیگه نیس...
17 ارديبهشت 1394

پسر 35 ماهه من

 الهی که من قربون اون شیشتونی کردنت عزیزم . قربون اون بلبل زبونیت که با پا گذاشتن  تو این دوره  کاملا حس میکنم که چقدر  در عرض دو سه هفته  تغییر کردی.    چند روز پیش دیدم که داری سوزنهایی که به پایین پرده زده بودم رو داری درمیاری  ازت پرسیدم رادوین چرا سوزنها رو درمیاری؟ گفتی نومینا جون  اخه پرده دردش میگیله  وقتی شوزن  توش باشه  قربون دل مهربون و کوچیکت بشم  که من رو هر لحظه دیونه خودش میکنه .  9 اردیبهشت 35 ماهگی دردونه مامان بود  خیلی خوشحال بودم    . از اینکه پسر  شاه پسرم تاج سرم  ماه دیگه 3 سالگی اش تموم میشه  داره بزرگ میشه ...
14 ارديبهشت 1394

اردیبهشت 94

میدونم که توی این هوای بهاری کلی دارید از پیاده روی ها و بیرون رفتن ها لذت می برید نبینم که توی خونه بشینید یا اگه سرکار میرید خودتونو وقف کارتون بکنید شما یک خانوم با اراده و اکتیو هستین به خودتون برسید  از صدای پرنده ها حتی توی شهر تون با این همه سر و صدا لذت ببرید چون خدا اونا رو برای شادی و آرامش ما قرار داده تا لحظاتی از خستگیمون کاسته بشه که بتونیم به زیبایی ها فکر کنیم و اونها رو ببینیم خدای خوبم شکرت به خاطر فصل های رنگارنگی که به ما هدیه کردی و الان داریم از سبزترینش لذت میبریم خدای مهربون ممنونم از اینکه پرنده ها رو مامور شادی و آرامش ما قرار دادی. خدای من ازت می خوام که لیاقت دیدن...
3 ارديبهشت 1394
1